جنگجو، راهی به سوی کشف خود

فرقی نمی کند چه کار می کنی و یا کجا و در چه سطحی هستی. مهم این است که به هدف برسی و پیروز میدان کوچک یا بزرگ خودت باشی.

قصد جنگجو پیروزی است. می خواهد که برنده ی میدان باشد و برای این رسیدن و پیروز شدن راهی در پیش دارد که با طی این طریق پتانسیل های خود را در جهت منحصربفرد بودن خود کشف می کند. راهیست برای پیدا کردن تفاوت های خودمان با دیگران.

در حقیقت همه ی ما منحصربفرد هستیم و جنگجو و طریق جنگجویی انگار که بهانه ای است برای کشف این یگانگی و ظهور و بروز خودِ حقیقی ما. مثل این که تکه بزرگی از کوه باشی و راه بیفتی به سمت هدفی. در راه تکه های اضافی ات می ریزد و تا پایان مسیر که برسی تندیسی از میان هجمه ی سنگ های در هم فشرده آشکار می شود و این تندیس تویی.  برای کشف و ظهور این تندیس می بایستی که این راه را می آمدی. حالا تصور کن که این حقیقت داشته باشد و هر روز که داری زندگی می کنی و هر هدفی که برای خودت می گذاری یک قسمتی از تندیس حقیقت تو آشکار شود. آن وقت است که هدف ارزشمند می شود و اشتیاقی که به خود داری در هر لحظه و هر کاری ظاهر می شود. حالا می خواهد در یک عمل جراحی باشد یا یک کار مدیریتی یا یک حرکت اصلاحی در درون خود یا کاری در خانه داری یا آموزش ساده ی یک مطلب ساده یا خیلی پیچیده. فرقی نمی کند. مهم این است که این حرکت و این هدف همان مسیری است که حقیقت تو از دل این هدف می گذرد. هدف هایی که هر قدم در راه آنها یک قدم به سوی خودمان است.

وقتی جنگجو منحصربفرد بودن خود را باور دارد با تکیه بر دو کهن الگوی معصوم و یتیم، متفاوت بودن خود را می تواند کشف کند و به دنبال تفاوت های کاذب و نمایشی نیست. جنگجوی سالم سازنده و آگاه، عزت به نفس و اعتماد بنفس و احترام بنفس کافی دارد تا خود را آن گونه که هست بپذیرد و در دل این پذیرش است که قادر به کشف خواهد بود. تا خودت را آن گونه که هستی نپذیری نمی توانی مزیت رقابتی هایت را کشف کنی. مزیت رقابتی همان ویژگی هایی هستند که تو را منحصربفرد می کنند. این ویژگی ها همان هایی هستند که برایشان زور نمی زنیم. همان هایی که هستند. مثل خرگوش سفیدی که برای سفید بودنش سعی نمی کند. سفید است. حالا اگر جنگجوی سازنده ی آگاه هم باشد یاد می گیرد که از سفید بودنش چگونه در جهت تعالی خود استفاده کند.

 

/ 3 نظر / 32 بازدید
منصور

[لبخند]

من

سلااام من! خیلی وقت بود نبودی! این کلاس طولانی که هنوز تموم نشده هنوزم برای من غیر قابل درکه! انگار یه جایی خارج از دنیا این کلاس تشکیل میشه! حرفایی که توش جریان داره خیلی عمیقه مال این دنیا نیست غیر از تو از هیچکس دیگه حتی یک کمی مشابه این حرفها رو تا حالا نشنیدم واقعا عجیبه!! خوب که هستی و نوشتی داشتم نگرانت می شدم!

فاطمه

یه سوالی به نظرت پیدا کردن این من منحصر به فرد کار کهن الگوی خالق نیست؟ جنگجو برای هدفش می جنگه حالا این هدف توسط خالق یا فرمانروا معمولا گذاشته می شه