راهروهای بحرانی...

میگویند برای گذر از یک جامعه ارگانیک به جامعه ارگانیک دوم، باید از یک دوران بحرانی یا مرحله گذار عبور کرد و هر چه عبور آهسته تر باشد جامعه جدید با ثبات تر است.

آدمها در مراحل زندگی هم در عبور از یک مرحله به مرحله دیگر، مراحل گذار و  شاید دوران های بحرانی(از نظر خودشان) دارند. شاید گاهی ما در همین مرحله از ترس بحران و برهم ریخته شدن هاست که پا پس می کشیم و برمیگردیم به مرحله پیشینی که بودیم. ولی دیگر نه آن جا قد ماست نه اندازه قد تازه مان جایی داریم. نه لذت های پیشین آنجا برایمان لذت است نه فرصت تجربه لذت های تازه را به خود داده ایم. بهای این رشد عبور از راهروهای احتمالا بحرانی است. کمی شهامت ماجراجویی می خواهد و هیجان راههای تازه را پیدا کردن.

/ 9 نظر / 7 بازدید
آرش فتحی

چه کسی یا کسانی می گویند؟؟

amordad

همه خوشبختيها و موفقيت که به من روي آورده از درهايي وارد شده است که آنها را به دقت بسته بودم .[گل]

بهمن

برای عبور از ارگانیک نه فقط فرهنگ بلکه خیلی از مولفه های دیگر دخیلند که ما ها حتی طرز استفاده و به کار گیری انها را یاد نگرفتیم.....

آوا

آخ آخ دقیقا به معضل من اشاره کردی ... تو یکی از پستام نوشته بودم .نه اهل زمینم نه اهل آسمان ...و بین این دو معلق مانده ام .دقیقاً توصیف همین چیزیه که نوشتی .خیلی بد مرحله ایه [نگران]

ستار

سلام من نوعی وقتی سنگینی ریسک را بر خودم هموار و سبک می کنم که علم اجمالی در مورد کارم داشته باشم در حالی که جامعه ما از بالا تا پایین در مورد گذر و پیشرفت از ارگانیک به مکانیک اطلاعاتی نداریم نهایت وارد چاهای خودساخته می شیم........

سارا

خانوم ضمنا تولدتونم مبارک :-**

مریم شیرزاد

عااااااالیییییی بود فاطمه کاملا موافقم

سولماز

من الان تو همون راهروی بحرانی هستم ... قشنگ توصیفش کردی ... بد دردیه لامصب !!! سخته ... سخت !