سفر قهرمانی
درباره وبلاگ
پرفا

حقیقت نه به رنگ است و نه بو / نه به های است و نه هو/ نه به این است و نه او/ نه به جام است و سَبو/ گر به این نقطه رسیدی/ به تو سر بسته و در پرده بگویــم/ تا کســی نشنـود این راز گهــربـار جـهان را/ آنچـه گفتند و سُرودنـد/ تو آنـی/ خودِ تو جان جهانی/ گر نهانـی و عیانـی/ تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی/ تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی/ تو خود اسرار نهانی...

نويسندگان
یکشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩۳ :: ٦:٢۱ ‎ب.ظ

تا اینجای مسیر، از چهار آرکی تایپ نخست سفر قهرمانی گفتیم. 

آرکی تایپ اول معصوم: گام اول سفر، امنیت درونی است. آنجا که یاد می گیریم در پذیرش مطلق جهان هستی باشیم و همسو و همراستا با هرآنچه هست، در آغوش امن الهی، امنیتی را تجربه کنیم که منشا و سرچشمه ی آن درون خودمان است و از هیچ چیز بیرونی از جمله شغل و پول و درآمد و رابطه و خانواده و ... برنمی آید. 

آرکی تایپ دوم یتیم: گام دوم سفر، از بهشت معصوم سقوط کرده ایم و خود را در ایتدای یک تجربه ای می بینیم که ممکن است به نظر سخت و دشوار باشد. شاید ترسیده ایم. شاید ناامید شده ایم. شاید با وحشت به اطرافمان نگاه می کنیم و به دنبال راهی برای بازگشت به امنیت خوب و شیرین قبلی هستیم ولی دیگر راهی نیست. تجربه آغاز شده. در اینجا می بایستی چشم باز کنیم و واقعیت آنچه هستیم را ببینیم. شاید تلخ باشد. شاید دشوار باشد. شاید تاریکی تمام زندگی ما را دارد می بلعد... باید ببینیم کجا هستیم. تا وقتی چشمانمان را به سختی می فشاریم تا نبینیم و گوش هایمان را محکم گرفته ایم تا نشنویم، نمی توانیم مغایرتمان را با آنچه باید باشیم ببینیم. اینجا مرحله ی دیدن است. 

آرکی تایپ سوم جنگجو: گام سوم را زمانی برمی داریم که امنیت را می شناسیم و به آن ایمان داریم و در همسویی با جهان هستی هستیم. از امنیت قبلی سقوط کرده ایم و مغایرت خود را با آنچه باید باشیم دیده ایم. گریه و زاری و نک و ناله بس است! دیگر وقت برخواستن است. اینجا هدفگذاری می کنیم، مرزهای حریممان را مشخص می کنیم، مرزهای دیگران را شناسایی می کنیم و با کمترین اصطکاک با هر آنچه ممکن است، به سوی هدف خود حرکت می کنیم. 

آرکی تایپ چهارم حامی: گام چهارم سفر، حمایت از اهداف جنگجوست. ولی کسی نمی تواند معصوم و یتیم و جنگجو را خوب درک نکرده و گیر آنها باشد و بتواند حامی گری آگاهانه ای داشته باشد. حامی گری را نه برای کنترل دیگران، نه برای کسب هویت، نه برای بادکردن تکبر خودمان، نه برای وابسته کردن دیگران به خود، نه برای ارضای هیچ گونه ای از انواع عقده های خودمان انجام نمی دهیم. تنها و تنها به منظور حامی گری است که حامی گری می کنیم. 

و حالا رسیده ایم به آرکی تایپ پنجم جوینده. 

تا اینجای ماجرا، در سه سالی که گذشت، چیزهایی که یاد گرفتیم، زیر بنای سفر بود. پایه و بنیان هایی که مراحل بعدی سفر بر اساس آنها شکل می گیرد. 

حالا بعد از مرحله ی آمادگی برای سفر، می رسیم به سفری که اولین مرحله اش جوینده است. 

به دنبال چه هستیم؟ این همه این در و آن در زدن ها، این همه تغییر رشته ها، این همه رابطه های بی سرانجام، این همه تغییر شغل ها، تغییر راهها، تغییر آدمها، تغییر شهرها، تغییر افکار، این همه تغییرها، برای چیست؟ مثل گنجشکی که اشتباهی از پنجره ی بازی می پرد داخل خانه و خودش را به در و دیوار می کوبد که خارج شود، چرا انقدر بال بال می زنیم که از جایی که هستیم خارج شویم؟ عوض شویم؟ زندگی را تغییر دهیم؟ همیشه و همیشه و همیشه... از اول اول که یادمان می آید همیشه در جستجو و کند و کاو.  به دنبال چه هستیم؟ به کجا می خواهیم برسیم؟ چه چیزی را گم کرده ایم که اینطور در به در دنبال آن هستیم؟ 

گم شده ای هست، گویا که جستجو در بنیان های هر آدمی هست. پاسخ این سوال ها در جوینده است. 



موضوع مطلب : جوینده / سفر / قهرمانی / آرکی تایپ
 
 
بالای صفحه