سفر قهرمانی
درباره وبلاگ
پرفا

حقیقت نه به رنگ است و نه بو / نه به های است و نه هو/ نه به این است و نه او/ نه به جام است و سَبو/ گر به این نقطه رسیدی/ به تو سر بسته و در پرده بگویــم/ تا کســی نشنـود این راز گهــربـار جـهان را/ آنچـه گفتند و سُرودنـد/ تو آنـی/ خودِ تو جان جهانی/ گر نهانـی و عیانـی/ تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی/ تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی/ تو خود اسرار نهانی...

نويسندگان
سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳٩۱ :: ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ

یتیمی ها شقوق مختلفی دارند. کسانی که از بهشتشان رانده شده اند در سطوح و شقوق مختلفی واکنش نشان می دهند که بستگی به هر یک از این انواع یتیمی میزان گیرکردگی آنها متفاوت است. مثل یک آدمی که همینطور وسط جنگل برای خودش راه می رود و یکهو متوقف می شود. خودش را وسط یک مرداب می بیند که هر لحظه بیشتر فرو می رود. اگر متوجه مرداب و سطح فرو رفتگی اش شود می تواند با آرامش حرکتی کند و گرچه فرو رفتن ادامه دارد، ولی حرکت رو به جلو و به سمت خشکی هم دارد. ممکن است لجن مرداب از سرش هم بگذرد و در آخرین لحظاتی که نفسش در حال بند آمدن است، سرانجام به ساحل نجات برسد و با نفس عمیقی خود را از مرداب بیرون بکشد و نجات یابد.

این وضعیت یتیم است در صورتی که یتیمی و سقوطش را ببیند و مغایرتش را درک کند.

یتیمی در چهار شکل ممکن است واقع شود. در یک شکل، یتیم سرگردان است. از بهشتش رانده شده و امیدی به بازگشت ندارد و سرگردان و هردمبیل و بی هدف به هر سو می رود و ممکن است از بیرون شبیه یک جوینده دیده شود. ولی امیدی برای یافتن ندارد و چیزی هم جستجو نمی کند که بیابد.

شکل دیگر آن یتیم شورشی است. حالتی که با یک تجربه ی ناخوش آیند که باعث یتیمی شده، فرد گَنگی از افراد یتیم همانند خودش تشکیل می دهد و به تقلا و جنب و جوش می پردازد تا حقش را بگیرد ولی به واسطه ی انرژی یتیمی جمعی تنها انرژی یتمی اش را گسترش می دهد و با مرور اخبار و اتفاقات ناخوشایند و ناخوش و آنچه واقعیت تلخ می نامند، با گسترش انرژی تلخی و ناکامی و بدبینی مطلق خود، علیه نظم به پا می خیزند و درصدد ضربه زدن و غیرهمسویی و تخریب هستند که جز دامن زدن به یتیمی بیشتر و فرو رفتن در تاریکی مرداب یتیمی نتیجه ای در بر ندارد.

مدل دیگری از یتیم، یتیم منزوی است.

این نوع یتیم، از همبستگی ها دل بریده و دور خود دیواری کشیده و با عبارت «مال من فرق می کنه» خود را از هر امیدی برای نجات محروم می کند. در تنهایی و انزوا می نشیند و بی انرژی و افسرده و بی امید از هر راه نجاتی در خود همواره در حال بیشتر فرو رفتن در انرژی تاریکی یتیمی خود است.

عمیق ترین نوع یتیمی، یتیم نابود است که از نامش پیداست که از هرگونه تعامل با محیط و دیگران خود را محروم کرده و هیچ گونه پویایی و جریانی از زندگی در او دیده نمی شود. چیزی شبیه مرده ی متحرک است که نه تنها برای نجات خود از مرداب یتمی تلاشی نمی کند، منتظر انتهای ماجرا و غرق شدن و نابود شدن هم هست. مرگی تدریجی است. 

تنها راه نجات از این مرداب این است که وضعیت خودمان را با واقع بینی ببینیم و بپذیریم و شجاعت پذیرفتن حقیقت را پیدا کنیم و مغایرت هایمان را با اشتیاق جویا باشیم که راه و مسیر رشدمان در این دیدن و پذیرفتن و حرکت و پویایی و تلاش و یافتن شور دوباره ی زندگی است و این شور ربطی به شرایط خوب و بد ندارد. یک شوری ست که در هر لحظه ی زندگی جاریست و در هر نفسی که می کشیم به ما ارزانی شده و با آب و گِل وجودمان درآمیخته تا خلقمان کند... چیزی از حقیقت ناب هستی خودمان است. از آن من عزیز گم شده ی پنهان در تاریکنای وجودمان که مشتاقانه منتظر است تا نور آگاهی را به آن بتابیم و کشفش کنیم تا جاری شود و خلق کند و هستی ببخشد و باشد...



موضوع مطلب : یونگ / یتیم / سفر قهرمانی / آرکی تایپ
 
 
بالای صفحه