سفر قهرمانی
درباره وبلاگ
پرفا

حقیقت نه به رنگ است و نه بو / نه به های است و نه هو/ نه به این است و نه او/ نه به جام است و سَبو/ گر به این نقطه رسیدی/ به تو سر بسته و در پرده بگویــم/ تا کســی نشنـود این راز گهــربـار جـهان را/ آنچـه گفتند و سُرودنـد/ تو آنـی/ خودِ تو جان جهانی/ گر نهانـی و عیانـی/ تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی/ تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی/ تو خود اسرار نهانی...

نويسندگان
چهارشنبه ۱٥ آذر ۱۳٩۱ :: ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ

شده که احساس کنی چقدر مظلومی و دیگرانی که در ارتباط با تو هستند چقدر قَدرَت را نمی دانند و چقدر ظالمانه با تو رفتار می کنند و چقدر آدمهای بدی هستند؟ شده خود را کاملا بی تقصیر و بی گناه و معصوم و مظلوم ببینی و دیگران را موجوداتی پلید و وحشی و غاصب و متجاوز و ظالم؟ دقیقا به اینجا که میرسی یک لحظه مکث کن! 

یتیم(دومین آرکی تایپ سفر قهرمانی) از آنجا که در تاریکی ست و ماجراها را از بالا نمی تواند ببیند، وقتی درون یک رابطه (از هر نوعی) با دیگران قرار می گیرد، یا با قربانی همانند سازی می کند و احساس مظلوم بودن دارد یا با متجاوز و ظالم همانند سازی می کند و خود تبدیل به ظالمی دیگر می شود ولی فرقی ندارد که در کدام یک از این نقش ها فرو برود یا پنهان شود، هر دو را در خود دارد و استاد می گفت این هر دو یک پکیج هستند.

ظالم و مظلوم هر دو در یک نفر هستند و بستگی به جنس یتیمی فرد است که کدام یک از این دو حالت را بروز دهد. وقتی حریمش مورد تجاوز روانی، ذهنی، فیزیکی یا احساسی یا هر نوع تجاوز دیگری قرار می گیرد، یا تصمیم می گیرد که خودش تبدیل به متجاوز شود تا دیگر کسی به او تجاوز نکند یا با قربانیان هم ذات پنداری می کند و در موقعیت بیرونی به حمایت از قربانی می پردازد.

این پروسه را درون خودش و با کودک درونش هم دارد. وقتی به گمان خودش مورد ظلم قرار می گیرد، به صورت ناخودآگاه والد درونی اش به تقلید و تکرار همان پروسه به تجاوز به کودک درونی می پردازد و تا له شدن و نابود شدن کودک درونی به آن ادامه می دهد.

برعکسش هم همینطور است. وقتی با قربانی هم ذات پنداری دارد، کودکی تحقیر شده و منفعل و نابود را با خود حمل می کند.

اینطور است که ضرب المثل هایی می سازد که اگر نخوری می خورندت و اگر ندری می درندت و هیچ شکل دیگری از بودن را برای خود متصور نیست و گمان می کند که یا باید ظالم باشد یا مظلوم.

پس هر ظالمی درون خود یک مظلوم دارد و هر مظلومی درونش یک ظالم. و نگاه کنیم که چقدر در قضاوت با خودمان و دیگران یک سویه و قطعی و تاریک و نابینا حکم داده ایم و بر شدت تاریکی خود افزوده ایم.

ریشه ی درد های حقیقی یتیم آنجاست که امنیت درونی و تکیه و پناهگاهی را که معصوم(اولین آرکی تایپ سفر قهرمانی) دارد، ندارد و هیچ بهشتی درون خودش نیست تا به او آرامش دهد.

با این وجود، اگر شکل افراطی و غیر سازنده اش تعدیل شود و بتواند زخم هایش را با واقع بینی ببیند و دردهایش را بپذیرد و توانایی دیدن نقش خودش را داشته باشد، انگیزه و شارژ کننده برای حرکت تا انتهای سفر قهرمانی است.



موضوع مطلب :
 
 
بالای صفحه