سفر قهرمانی
درباره وبلاگ
پرفا

حقیقت نه به رنگ است و نه بو / نه به های است و نه هو/ نه به این است و نه او/ نه به جام است و سَبو/ گر به این نقطه رسیدی/ به تو سر بسته و در پرده بگویــم/ تا کســی نشنـود این راز گهــربـار جـهان را/ آنچـه گفتند و سُرودنـد/ تو آنـی/ خودِ تو جان جهانی/ گر نهانـی و عیانـی/ تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی/ تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی/ تو خود اسرار نهانی...

نويسندگان
جمعه ۱۳ امرداد ۱۳٩۱ :: ٢:٥٢ ‎ب.ظ

آیا خسته شده اید؟ آیا آرامش زندگی تان مدام در تلاطم روزگار برهم میریزد؟ آیا از این همه بی آرامی کلافه اید؟ آیا دلتان آرامشی اقیانوسی می خواهد که هیچ طوفانی را یارای برهم زدنش نباشد؟ آیا تحولی اساسی دلتان می خواهد که زندگی را با تمام شور و شادی اش پررنگ زندگی کنید؟ آیا از این همه خواستن و نرسیدن خسته اید؟ آیا از این همه آرزوهای دور و دراز و این همه اتفاقاتی که مطابق میلتان نیست و آدمهایی که شما را نمی فهمند و مطابق خواست شما نیستند خسته اید؟ آیا بی قرارید؟

آیا می دانید تمام این ناآرامی ها و برهم ریختن ها و کلافگی ها و عصبانیت ها و استرس ها و اضطراب ها و در مجموع بدحالی ها، از یک جا نشات میگیرد؟

استاد من در کلاس این چهارشنبه گفت بی قراری های از این جنس از کنترل گری می آید.

از بس که میخواهیم آدمها مطابق میل ما رفتار کنند، مطابق میل ما حرف بزنند، مطابق میل ما دوست داشته باشند، مطابق میل ما انتخاب کنند، مطابق میل ما زندگی کنند و مطابق میل ما مجازات شوند و حتی مطابق میل ما بمیرند.

میخواهیم خدا هم مطابق میل ما رفتار کند، مطابق میل ما بیافریند مطابق میل ما پاداش دهد مطابق میل ما جزا دهد مطابق میل ما دیگران را خوشبخت یا بدبخت کند مطابق میل ما سرنوشت را بنویسد مطابق میل ما  درس بدهد مطابق میل ما زندگی را بیاموزد و حتی مطابق میل ما توبه دیگران را بپذیرد یا نپذیرد.

میخواهیم اتفاقات و حوادث و طبیعت و آب و هوا و روابط خودمان و دیگران و زندگی و کل جهان هستی را به کنترل خودمان درآوریم و وقتی چیزی مغایر با این خواسته هاست بدحال می شویم و آرامش پر ارزش و گرانبهایمان را می فروشیم به تمایلی که اصلا مطمئن نیستیم که آیا به صلاحمان هست یا نه و در بدترین حالت الماس گرانبهای آرامش را می دهیم تا زباله های فضولی و کنترل گری هایی را جمع کنیم که اصلا ربطی به ما ندارند...

امتحانش که ضرری ندارد. یک بار برای مدتی دست از کنترل هر چه هست بشوییم و به خداوند عزیز و حکیم اطمینان کنیم و بگذاریم افسار زندگی ما دست او باشد و هر چه شد شکرگزارش باشیم.

این همه اون شکلی زندگی کردیم چی شد؟ یه کم هم این شکلی زندگی کنیم.

بدون کنترل گری و بدون استثنا در پذیرش مطلق هر آنچه خدا برای ما خواست...

 

 



موضوع مطلب :
 
 
بالای صفحه