سفر قهرمانی
درباره وبلاگ
پرفا

حقیقت نه به رنگ است و نه بو / نه به های است و نه هو/ نه به این است و نه او/ نه به جام است و سَبو/ گر به این نقطه رسیدی/ به تو سر بسته و در پرده بگویــم/ تا کســی نشنـود این راز گهــربـار جـهان را/ آنچـه گفتند و سُرودنـد/ تو آنـی/ خودِ تو جان جهانی/ گر نهانـی و عیانـی/ تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی/ تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی/ تو خود اسرار نهانی...

نويسندگان
دوشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩۱ :: ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ

اسمش را سقوط بگذاریم یا هبوط یا از بهشت رانده شدن یا افتادن فرقی در اصل ماجرا ندارد که وقتی از هر بالایی به پایین می افتیم بی این که خواسته باشیم ، دردمان می گیرد. وقتی هم که دردمان می گیرد دلمان میخواهد بنشینیم یک گوشه دنجی گریه کنیم و مقصری پیدا کنیم که ما را هل داده پایین و  تلافی تمام دردهایمان را سرش خالی کنیم.

حالا اگر از بهشت هبوط کرده باشیم، تقصیرش را می اندازیم گردن شیطان و در دنیا طبق عادت اجداد اسطوره ایمان، هر جایی هر نوع سقوطی از هر بهشتی داشته باشیم، یا می اندازیم گردن هر نوع شیطانی که دستمان به آن برسد یا می آییم زیادی آدم بازی درآریم و مثل حوا تقصیر دیگران را هم به دوش می کشیم.

ولی حقیقت هر ماجرای افتادنی اگر اسمش را سقوط بگذاریم، دو سو دارد. یک سر منم یک سر دیگری و هر کدام سهم خودمان را داریم. هل دادن سهم هر کدام به سوی دیگری فقط ما را از فهمیدن درس تجربه ای که در آن بودیم محروم می کند.

شاید بپرسی چرا از بهشت هایمان سقوط می کنیم؟

سر کلاس مفصل در این مورد گفت استاد. خلاصه اش این بود که بهشت ها امنیت های ما هستند و ما تنها در صورتی در بهشت حقیقی(امنیت حقیقی) هستیم که انتخابگر باشیم.

وقتی در ناآگاهی در بهشت هستیم، در جبر مطلقیم و به آسانی این بهشت درهم ریخته می شود. ولی وقتی انتخابگرانه و آگاهانه در بهشت هستیم، بهشتمان وسیع تر و بیرون افتادن از آن کمتر آسان می شود...

همه چیز در گرو آگاهی و کشف وسعت آن در خودمان است...

هر لحظه که به غفلت از آگاهی می گذرانیم، از حرکت متعالی یک جهانی وامی مانیم...

 



موضوع مطلب : خودشناسی / سفر قهرمانی / یونگ / یتیم
 
 
بالای صفحه