سفر قهرمانی
درباره وبلاگ
پرفا

حقیقت نه به رنگ است و نه بو / نه به های است و نه هو/ نه به این است و نه او/ نه به جام است و سَبو/ گر به این نقطه رسیدی/ به تو سر بسته و در پرده بگویــم/ تا کســی نشنـود این راز گهــربـار جـهان را/ آنچـه گفتند و سُرودنـد/ تو آنـی/ خودِ تو جان جهانی/ گر نهانـی و عیانـی/ تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی/ تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی/ تو خود اسرار نهانی...

نويسندگان
شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩۳ :: ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ

یک نوع جوینده هم داریم که نمی داند دنبال چیست. فقط در حال جویندگی و دوندگی است. از این در به آن در، از این راه به آن راه، از این هدف به آن هدف، از این دستاورد به آن دستاورد... همیشه در تکاپوی رسیدن است و هیچ کدام از این رسیدن ها دلش را خنک نمی کند. آرامش نمی کند. راضی نمی شود. انگار همیشه ی خدا یک چیزی هست که او گم کرده است. 

سر کلاس جوینده که نشسته بودم، انگار زندگی نامه ی مرا می خواندند. این همه راه، این همه کتاب، این همه گشتن، به هر دری زدن، از هر کسی پرسیدن، به هر مکتب و آیین و شیوه و عقیده ای ناخنکی زدن، این همه سرگردانی... در جستجوی آن گم شده ی بزرگ، گم شده ای که اگر پیدا می شد، اگر در راه پیدا شدنش هم قرار می گرفتم خوشبخت عالم بودم...

این جستجو و میل و گشتن به دنبال گم شده ای که بیشتر وقت ها نمی دانیم چیست، در نهاد فطرت ماست. مثل دانه ای که کاشته باشندش درون زمین. فطرتش است که از درون خود بشکافد، درون تاریکی خاک به هر راهی متوسل شود به سمت نور. دانه ای که جوانه می زند، شاید مدت ها در تاریکی خاک به دنبال نور در جستجو باشد ولی حتی نداند، آن چیست که او را به حرکت در می آورد. فطرت و ذات جوانه او را به سوی نور می کشد...

ولی همه ی جوانه ها هم موفق نمی شوند از خاک سر برآرند و نور را دریابند. از هزاران دانه ای که بر خاک میریزد، شاید کمتر از صد تا دانه بتوانند جوانه بزنند. از این صد دانه شاید ده تا از خاک بیرون بیایند. 

مثال ما آدم هاست. دانه هایی هستیم که به دنبال تجربه ی فیزیکی در زمین جوانه زدیم و در دل خاکیم. می بایستی از میان این همه راههایی که می تواند باشد، یکی را انتخاب کنیم. ولی از کجا می دانیم کدام درست است. کدام ما را به نور می رساند؟ که تازه وقتی سر از خاک برآوردیم و اشعه ی نوری را لمس کردیم، راه رشدمان آغاز شده و باید از جوانه ای کوچک به درختی تنومند و بلند برسیم. ولی خیلی می شود در دل تاریکی و ابهام خاک که هستیم، آنقدر این در و آن در می زنیم و به هر راهی می رویم که فرصت محدود زندگیمان را تمام کنیم و پیش از جوانه زدن از خاک، در سیاهی تاریک زیر زمین گم شویم. 

جستجوهایمان، می بایستی که هدفمند و چارچوب دار بر اساس اصولی باشد. جستجو و جستجو و جستجو به هر قیمتی و به هر طریقی، شاید که ریشه ی حیات و مبنای رشدمان را بخشکاند و فرصت رشد و تعالی و درخت شدن در آغوش نور را از ما بگیرد... فرصت بزرگی که تکرار شدنی نیست. 



موضوع مطلب : جوینده / سفر قهرمانی / یونگ / آرکی تایپ
 
 
بالای صفحه